تبليغاتX
HEZAROON

HEZAROON


IRANIAN TEENAGERS PAGE


وقتی داشتم مطلب دلم برات تنگ شده رو مینوشتم، ( برای خواندن آن اینجا را کلیک کنید ) هنوز یکم امید داشتم که در آینده چاپ بشه. (البته بروزش نداده بودم) ولی الان دیگه دارم باور میکنم که این روزنامه هم دیگه رفته پی کارش!

رییس جمهور عزیز کشورمان: در ایران آزادی تقریبا مطلق است.

یک سوال کوچک: چرا در روزنامه اعتماد ملی تخته شد؟ اگه چاپ خونش خرابه چرا درست نمیشه؟!

نماینده دادستانی با حضور در چاپخانه روزنامه اعتماد ملی به کارگرها میگوید که چاپخانه شما هیچ مشکل خاصی نداره ؟ کارگران چاپخانه میگویند:نه! و نماینده دادستان میگوید : هیچ مشکلی ؟! و آنها دوباره میگویند : نه ، هیچ مشکلی نداره. نماینده دادستان میگوید : که هیچ مشکلی نداره ها ، فردا معلوم میشه که چاپخونه مشکل داره یا نه . به گزارش فیدوس به نقل از یکی از کارگران چاپخانه نماینده دادستان بعد از گفتن این جمله گفت : روزنامه اعتماد ملی فردا دوشنبه به علت پاره ای مشکلات در چاپخانه این روزنامه چاپ نمی شود و بعد هم رفت.

****

وقتی خیلی کوچیک بودم، اون موقعی که سواد نداشتم، خیلی ها رو تو تلوزیون ،تو پارک ها روی نیمکت، اصلا توی خونه مون، خود پدرم رو در حال روزنامه خوندن میدیدم. نمیتونستم درکشون کنم، ولی حالت چهره شون و واکنششون موقع خوندن روزنامه، همیشه جلبم میکرد. بعضی ها اخماشون توی هم بود. بعضی ها تبسم میکردند یا با صدای بلند میخندیدند. بعضی ها بلند واسه بقیه میخوندن و ...

وقتی یکم باسواد! شدم تا مدت ها هم هیچ رابطه خاصی با روزنامه ها نداشتم. تقریبا همون تصور قبلی باهام بود با یه دیدگاه جدید که روزنامه صفحه های بزرگیه با کلمه های سخت قلمبه سلمبه! بدردنخور که هیچ جذابیتی برام نداره.

موقع انتخابات نهم ریاست جمهوری تو مقطی بودم که هر کسی تو این محدوده سنی تازه یه چیزایی از سیاست و این چیزا حالیش میشه، من هم طرفدار یکی از کاندیداها به جز آقای دکتر بودم که طرف رای نیاورد و واکنش های بچه گانه ... و ... بالاخره گذشت.

ولی واکنش های مهدی کروبی به نتیجه انتخابات و جمله معروفش که میگفت نباید اون چند ساعتو میخوابیدم و... واقعا منو خیلی جذب میکرد. فکر نمیکردم کسی بتونه در این حد و با این لحن تو جامعه مون در مورد تقلب تو انتخابات و ... حرف بزنه. چند وقت بعد هم که حزب اعتماد ملی رو تشکیل داد و روزنامه ش  هم به چاپ رسید.

بچه ها ( بیشتر در نوجوانی و اوایل جوانی ) بیشتر دنبال چیزای تند و جنجالی و بدون رودربایستی هستن ( مثل برنامه نود! ) و منم از شخصیت آقای کروبی این جور برداشت کرده بودم و به خاطر همین زدم تو کار روزنامه خوانی و تقریبا بیشتر شماره های این روزنامه و حتی گهگاهی روزنامه های دیگه رو هم میخوندم. واقعا مطالبش برام جذاب بود.

این روزنامه با این که یک رسانه حزبی و وابسته به حزب بود ولی در خبر رسانی ها و مطالب کاملا مستقل عمل میکرد و حتی در مورد آقای کروبی و دیگر اعضای حزب طنز و کاریکاتور داشت.

قبل از انتخابات دهم یادم میاد یکی از خواننده های این روزنامه که طرفدار مهدی کروبی بود اعتراض داشت که رسانه های کاندیداهای دیگر مخصوصا میرحسین موسوی در مورد دیگران مطلبی چاپ نمیکنند و فقط به تبلیغات خودشان میپردازند و این در حالی است که در اعتماد ملی در مورد همه کاندیداها خبر چاپ میشود.

 ولی در روزنامه پاسخ داده شده بود که عوامل این روزنامه مستقل هستند و مستقل عمل میکنند.یکی از صفحه های خیلی خوب و جالب این روزنامه شب نامه بود که واقعا همه باهاش حال میکردند. اگه دوست داشتین بگین یه گلچین از مطالب شب نامه بذارم.

در حوادث پس از انتخابات اين تنها روزنامه اعتمادملی بود که با چارچوبی که هر روز برای ان ترسيم می کردند و در لابه لای انبوده تذکر و دستور العمل هايی که از وزارت ارشاد و شورای عالی امنيت ملی دريافت می کرد روزنه ای هرچند اندک برای انتشار اخبار معترضان به انتخابات بود. البته سردبیر اين روزنامه محمد قوچانی نيز چند روزی پس از انتخابات دستگیر شد. و چند وقت بعد هم به خاطر انتشار جوابیه مهدی کروبی کلا در روزنامه تخته شد. 

و در انتها: شايد فردا اعتمادملی داشته باشند!  حتما بر روی عکس زیر کلیک کنید.

پانوشت خیلی مهم: اصلا در این پست قصد اسطوره سازی از شخص خاصی را ندارم. 

پانوشت خیلی مهمتر: گفتم شخص خاص، نه چیز خاص





نویسنده : هزار ; ساعت 14:24 روز سه شنبه سوم آذر 1388
دسته بندی :یادداشت

لینک مطلب



با درود خدمت دوستان عزیز

ایا تحلیل تصویر زیر برای مساوی بودن ۶۴ و ۶۵ درست است؟

حتما جواب خود را در قسمت نظرات بنویسید.





نویسنده : هزار ; ساعت 12:37 روز چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388
دسته بندی :یادداشت

لینک مطلب



تبلیغات

تبلیغات